سفر با دوچرخه به سواحل جنوب قسمت دوم

سفر با دوچرخه به سواحل جنوب قسمت دوم


سفرنامه نویس : علی جوادی
تاریخ سفر : ١٣٩٧/١١/١٥ تا ١٣٩٧/١١/٢٧
از شهر ماهشهر به شهر عسلویه

گریپ فروت

در ادامه قسمت اول سفرنامه عسلویه،حدودای ساعت 5 بعد ظهر و پیمودن 70 کیلومتر به هندیجان رسیدیم که در همان بدو ورود از شانس خوب ما یکی از مسئولین تربیت بدنی هندیجان ما را دید و آدرس ورزشگاه مرکزی هندیجان را به ما داد برای اسکان که مسئول ورزشگاه خیلی عالی با ما برخورد کرد و یک اتاق بسیار بزرگ که می شد در آن فوتبال بازی کرد به ما داد و برای ما هماهنگ کرد که بتوانیم از امکانات حمام ورزشگاه استفاده کنیم که بسیار چسبید. به شخصه معتقد هستم که استحمام در سفر با دوچرخه بسیار مهم است. بعد از استحمام آدرس یک رستوران را از مسئول ورزشگاه گرفتیم که بسیار قلیه ماهی خوبی داشت. روز بعد حدود ساعت 8 پس از خداحافظی بسمت دیلم حرکت کردیم.

پس از گرفتن چند عکس یادگاری از داخل شهر و طی کردن 20 کیلومتر برای خوردن صبحانه توقف کردیم که در کنار ما مادر و پسری به نام محمد پور برای استراحت توقف کردند. پس از سلام و احوالپرسی متوجه شدیم دوستان از علاقه مندان به ورزش paragliding هستنند که از اهواز و طی 300 کیلومتر برای پرواز آمده بودند. جداً انگیزه و علاقه هر مانعی را می تواند بردارد.

پس از رسیدن به دیلم و صرف ناهار به علت شلوغی بندر دیلم بخاطر تعطیلات، تصمیم گرفتیم 20 کیلومتر بیشتر دوچرخه سواری کنیم و شب در بندر امام حسن بمانیم. پس از رسیدن به امام حسن بازهم مورد لطف و محبت مردم محلی قرار گرفتیم و توانستیم در یک خانه بسیار زیبا همراه با درختان لیمو و گریپ فوروت اسکان پیدا کنیم. صبح روز بعد پس از درست کردن نیمرو با تخم مرغ بومی و گرفتن چند عکس یادگاری بسمت گناوه و بندر ریگ حرکت کردیم.

در آبادان که بودیم خانم صنوبری به من زنگ زدند و خیلی اظهار علاقه کردند برای برگزاری یک work shop cycle Tourist .. من هم که علاقه خانم صنوبری را برای برگزاری کارگاه دیدم همانجا پشت تلفن قول برگزاری کارگاه را به ایشان دادم. پس از رسیدن به بندر ریگ مورد استقبال مسئولین تربیت بدنی بندر قرار گرفتیم که البته این استقبال همراه بود با دو عدد کاسه آش رشته که بسیار بسیار خوشمزه بود. پس از خوردن آش بسمت منزل برادر خانم صنوبری رفتیم که بسیار زحمت کشیدند و ما را در منزلشان پذیرا شدند. روز بعد به اتفاق خانومم و سرکار خانم صنوبری به ورزشگاه شهر رفتیم برای برگزاری کارگاه که بسیار مورد استقبال مخصوصا خانمهای بندر قرار گرفت.

بعد از برگزاری کارگاه و صرف ناهار خوشمزه در منزل برادر خانم صنوبری بنا به پیشنهاد ایشان بسمت روستای گردشگری جزیره شمالی حرکت کردیم که یک 20 کیلومتری با بندر ریگ فاصله داشت. جزیره شمالی در واقع یک روستای کوچک ماهیگیری است که شغل اصلی مردان انجا ماهیگیری است و از آن دست روستاهایی است که آدم در همان بدو ورود عاشقش می شود. ماهم عاشق این روستا شدیم و تصمیم گرفتیم کنار ساحل چادر بزنیم و شب را داخل چادر باشیم. برای شب جای همگی خالی دو عدد ماهی شانه از صیادان محلی خریدیم و خودمان پختیم که خیلی عالی بود.

بندر شمالی 3

بندر شمالی 2

پایان قسمت دوم

قسمت سوم سفرنامه عسلویه