سفر با دوچرخه به سواحل جنوب قسمت اول

سفر با دوچرخه به سواحل جنوب قسمت اول


سفرنامه نویس : علی جوادی
تاریخ سفر : ١٣٩٧/١١/١٥ تا ١٣٩٧/١١/٢٧
از شهر ماهشهر به شهر عسلویه

بالاخره بعد از کش و قوسهای فراوان و برنامه ریزی , سرانجام در شامگاه 15 بهمن 97 پس از گذاشتن خورجینها روی دوچرخه ها و طی کردن مسافت خانه تا ترمینال کاوه اصفهان به اتفاق خانوم عزیزم سفر دوچرخه سواریمان شروع شد. 

همیشه گذاشتن دوچرخه ها در داخل صندوق اتوبوس و حمل آن از چالش انگیزترین قسمتهای سفر با دوچرخه بوده برای من و تجربه من در سالهای گذشته نشان داده که بهترین کار هماهنگی قبلی با راننده یا صاحب ماشین است  که این بار هم من همین کار را انجام دادم و روزی که رفتم ترمینال برای خرید بلیط اتوبوس , شماره صاحب اتوبوس را از باجه بلیط فروشی گرفتم و هماهنگیهای لازم را انجام دادم.

بعد از گذاشتن دوچرخه ها داخل صندوق اتوبوس و پرداخت کرایه آن سوار اتوبوس شدیم و بعد از 12 ساعت حدود ساعت 9 صبح به بندر ماهشهر رسیدیم. تقریبا یک ساعت و نیم طول کشید که دوچرخه ها را سرهم کردم و خورجینها را روی دوچرخه ها قرار دادیم و حرکت کردیم بسمت مرکز شهر.

در مرکز شهر ماهشهر همینطور که دنبال جای مناسبی برای خوردن صبحانه می گشتیم , یکی از ابزار فروشان آن منطقه بعد از سلام و احوالپرسی ما را به داخل مغازه برای صرف چایی دعوت کرد و وقتی فهمید صبحانه نخورده ایم , ایشان لطف کرد و یک کاسه اش ابادان برای ما گرفت که هنوز هم مزه اش زیر دندانمان است.

بعد از خوردن آش و خداحافظی با صاحب مغازه راهی اداره ورزش و جوانان ماهشهر برای گرفتن اطاق و اسکان شدیم که دوستان اطاق مناسب نداشتنند و چون از قبل جناب عوامی از دانشجوهای پدرم در جریان سفر ما بودند و اصرار که حتما شب پیششان باشیم, ماهم خیلی دوستان عزیز در اداره ورزش و جوانان ماهشهر را اذیت نکردیم و راهی منزل جناب عوامی شدیم.

در منزل جناب عوامی که بازهم در اینجا از ایشان و همسر گرامیشان کمال تشکر و سپاس گزاری را دارم, پس از صرف ناهار بسیار خوشمزه و گرفتن حمام و استراحتی مختصر, به اصرار جناب عوامی شب برای شام رفتیم ابادان و خرمشهر که بسیار عالی بود و حسابی شرمنده جناب عوامی شدیم. خلاصه ظهر ناهار را در ماهشهر خوردیم و شام را در برزیل . ابادان برزیلته.

روز بعد پس از صرف صبحانه و خداحافظی با خانواده عوامی اولین روز سفر با دوچرخه رسما شروع شد که البته قبل از خروج از شهر بنده یک برخورد خیلی مختصر با ماشین جلوییم داشتم که متاسفانه یکی از میل پرده یا spoke طوقه جلو شکست که خوشبختانه با پیدا کردن تعمیرکار و داشتن میل پرده اضافی مشکل سریع حل شد و حدودا حوالی 11 صبح حرکت کردیبم از ماهشهر به هندیجان.

سفرنامه5254

سفرنامه5270

پایان قسمت اول

قسمت دوم سفرنامه عسلویه