سفرنامه دوچرخه سواری در کیش

سفرنامه دوچرخه سواری در کیش


سفرنامه نویس : مهیار درجاتی
تاریخ سفر : ١٣٩٨/١١/٢٠ تا ١٣٩٨/١١/٢٤
از شهر اراک به شهر کیش

با سلام به دنبال کننده های خوب باچرخ

میدونم که اکثر شما عزیزان احتمالاً جزیره کیش رو دیدین و قطعاً خاطره های خوبی هم ازش دارید پس به یک توضیح مختصر درباره جزیره کیش اکتفا میکنم تا زودتر به اصل سفرنامه برسیم.

کیش یکی ازجزیره های استان هرمزگانه که ازشمال به ایران از جنوب به کشور امارات از شرق به تنگه هرمز و از غرب به کشورهای عربستان و بحرین منتهی میشه که با مساحت 92 کیلومتر مربع جزو پنج جزیره اول مرجانی طبیعی دنیا شناخته میشه و بطور رسمی ازسال 62 به اولین منطقه آزاد اقتصادی ایران تبدیل شده.

سفرنامه جزیره کیش

برسیم به سفرنامه، برای شروع اول بگم که ساکن اراک هستم و چون به دلایل نامعلومی فرودگاه اراک چند سالی میشه که دیگه برای کیش پروازنداره مجبور بودم فاصله 280 کیلومتری تا تهران را با ماشین برم و به سمت کیش پرواز کنم و ازاونجایی که دوچرخه من دو کمکه هست و باز و بستنش و همچنین حملش با ماشین از اراک تا تهران و بسته بندی کردنش در قسمت بارهواپیما ممکن بود به خود دوچرخم آسیب بزنه درآخر تصمیم گرفتم بدون دوچرخه برم و از اجاره دوچرخه کیش استفاده کنم، البته یک نکته دیگه هم به تردید بیشتر من برای نبردن دوچرخه به کیش افزود که از خیلی ها شنیده بودم وقتی مسافر از فرودگاه کیش به هرمقصدی بخواد برگرده باید گمرکی کالاهای بزرگی که همراه داره را بده، یعنی به نوعی ممکن بود بابت دوچرخه خودم که کیش میبرم موقع برگشت مجبور بشم حق گمرکی بدم، البته بعد که اونجا رفتم و از مسئولین فرودگاه پرس و جو کردم گفتن موقع برگشت اگر مدرکی همراهتون باشه که دوچرخه یا هر چیز رو از جایی جز کیش خریداری کردین از پرداخت حق گمرکی معاف میشید که باید فاکتور خرید همراهتون باشه، این مورد رو هم بگم که ظاهراً این قانون فقط برای کالاهایی که مشهود هستند اعمال میشه مثل تلویزیون، لوازم صوتی یا دوچرخه و کلاً هرچیزی که به چشم بیاد چون در برگشت هیچ شخصی رو ندیدم که به محتویات داخل چمدونش کاری داشته باشند و گمرکی بخواهند بگیرند.

روز اول

از قبل، بلیط هواپیما و هتل رزرو کرده بودم بنابراین وسایلم رو جمع کردم و از اراک به سمت تهران حرکت کردم و بعد از حدود 4 ساعت به فرودگاه مهر آباد رسیدم، از اونجا هم به مقصد کیش پرواز کردم، اینم بگم که وقتی شلوغی صف گیت ورودی فرودگاه رو دیدم که بخاطر تعطیلات بهمن بود و همه قصد سفر داشتند، به تصمیمم برای نیاوردن دوچرخه مطمعن تر شدم؛ چون با این شلوغی و زمانی که برای هر نفر صرف میشد ممکن بود اگر با دوچرخه بودم به پروازم نرسم.

خلاصه سوارهواپیما شدم و بعد ازحدود دو ساعت که در پرواز تهران به کیش بودم به این جزیره زیبا رسیدم و بعد از تحویل گرفتن چمدان، به سمت هتل حرکت کردم. خورشید کم کم داشت غروب میکرد و به همین علت روز اول به دوچرخه سواری نرسیدم.

روز دوم

فردای اونروز بعد از صرف صبحانه در هتل، یه کوله کوچیک جمع کردم، یه تاکسی گرفتم و به سمت اسکله تفریحی حرکت کردم تا اونجا بتونم یه دوچرخه مناسب اجاره کنم. (البته این نکته رو هم بگم که اکثرهتلهای کیش خودشونم دوچرخه اجاره میدن ولی وقتی من ازپذیرش هتل قیمت اجاره رو پرسیدم به این نتیجه رسیدم این قیمت بالایی که برای اجاره دوچرخه میگیرن اصلا قابل قبول نیست و یه جورایی تقریبا دو برابر چیزی بود که ایستگاه های کرایه دوچرخه اسکله تفریحی میگیرند)

خلاصه از تاکسی که پیاده شدم رفتم سمت اولین ایستگاه کرایه دوچرخه و راجب اجاره روزانه سوال کردم و به این ترتیب با گرو گذاشتن کارت شناسایی، دوچرخه رو تحویل گرفتم.

(البته این نکته رو هم باید بگم که اکثر ایستگاه های اجاره دوچرخه کیش شبانه روزی هستند و لازم نیست آدم نگران چیزی باشه)

دوچرخه در جزیره کیش

ساعت تقریبا 9 صبح بود و منم بعد ازانتخاب دوچرخه ای که میخواستم کم کم مسیرمو شروع کردم، طبق برنامه ریزی که کرده بودم میخواستم تا قبل ازظهر حداقل تا کشتی یونانی رو رکاب بزنم والبته برنامه ریزی ها همیشه دقیق از آب در نمیاد چون وقتی که یه مقدار از مسیر رو رکاب زدم متوجه باد مخالف شدم که البته انقدر زیبایی مسیر منو جذب خودش کرده بود که دیگه به خیلی چیزا توجه نمیکردم، توی مسیر از سمت اسکله تفریحی به سمت کشتی یونانی از چند تا مکان تفریحی کیش رد شدم که براشون برنامه ریزی کردم که روزهای بعد بتونم سر بزنم و استفاده کنم چون اولویت اول امروزم دور جزیره رو رکاب زدن بود.

دوچرخه سواری در کیش

همینطور که آروم آروم رکاب میزدم و از زیبایی سواحل لذت میبردم، پلاژ آقایان رو رد کردم به ساحل مرجان رسیدم از کنار پارک دلفین رد شدم و توی تمام این مسیر هربار که نگاهم به دریا می افتاد یه نمای جدید و تازه میدیدم انگار ساحل هرقسمت از طرف طبیعت علامت گذاری شده بود.

هر چند کیلومتر که به بهانه نفس تازه کردن از دوچرخه پیاده میشدم و به ساحل نزدیک میشدم تا زیبایی های دریا رو بهتر ببینم متوجه میشدم چقدر زیست بوم هرقسمت از ساحل جزیره کیش با اینکه شبیه به هم هستند اما متفاوت، توی یه قسمت از ساحل میدیدم پراز گوش ماهی و تکه های مرجانه که امواج به ساحل آورده و چند صد متر اونطرف تر ساحلی باشنهای نرم میدیدم که زیبایی دریا رو دو چندان میکرد.

به نزدیکی پارک آبی اوشن رسیدم از دور برجهای سرسره و صدای شور و نشاط جوانها رو میشُد شنید که باعث شد ناخود آگاه چند دقیقه ای رو اونجا ایستادم و بعد به راهم ادامه دادم، توی مسیر پرنده های زیادی و میدیدم که فکر نمیکردم نزدیک ساحل که نه آب شیرین پیدا میشه نه منبع غذایی خاصی هست اینهمه پرنده ببینم، جز گنجشک و کبوتر که توی همه شهرها فراوونه، اینجا در جزیره کیش، مرغهای مینا بیشتر جلب نظر میکنند و طوطی های سبز رنگی که حس متفاوتی رو برای بیننده ایجاد میکنند که البته بلبل خرما هم جزو سردسته های پرنده ها بود که صداشون و حرکات دسته جمعیشون باعث میشد بیشتر به چشم بیان.

همینطورکه رکاب میزدم به ساعت هم نگاه میکردم و گاهی تعجب میکردم چرا نمیرسم مگه 50 کیلومتر دوچرخه سواری اینهمه زمان میبره :) والبته بیشتر طول کشیدن مسیر به خاطرزیبایی مسیر بود که نمیتونستم بدون توقف وعکس گرفتن از زیبایی های مسیر به راحتی ازش عبور کنم، دیگه کم کم از دور دست کشتی یونانی داشت مشخص میشد و من انگار با دیدنش انرژی دوباره گرفتم و گرما و خستگی رو فراموش کردم و به سرعتِ رکاب زدنِ خودم اضافه کردم، به کشتی یونانی که رسیدم از دکه نزدیک اونجا آب خنک گرفتم به آب قمقممه ام اضافه کردم وچند تا میوه و تنقلاتی که همراهم آورده بودم رو خوردم و بعد از کمی استراحت ادامه مسیر دادم.

مسیر دوچرخه سواری کیش

کشتی یونانی کیش

حدود 3 کیلومتر که جلوتر رفتم به هتل ترنج تنها هتل روی آب ایران رسیدم که از دور طراحی جالب و منحصربه فردش چشم هربیننده ای رو خیره میکرد، این هتل که حدود 100 سوییت داره، به وسیله اسکله های چوبی روی آب دریا به هم وصل شدن واز سال 94 که افتتاح شده به یکی از جاذبه های جدید کیش تبدیل شده، جالبه بدونید که حتی برای بازدید از هتل ترنج هم ورودی از مسافرها میگیرند.

هتل  ترنج کیش

خلاصه بعد از گرفتن چند تا عکس و بازدید هتل به راهم ادامه دادم، راستی قبل از اینکه به هتل برسم روی آب یه لنج کوچیک رها شده دیدم و توی مسیر با خودم فکر میکردم چرا کسی این لنج رو تعمیر نکرده وهمینطوری رها شده، چند کیلومتری که از هتل ترنج دورشدم جواب سوالم رو گرفتم و کارگرهایی رو دیدم که مشغول کندن زمین بودن و گویا خط لوله ای چیزی رو داشتن تعمیر میکردن، جلو رفتم و بعد از سلام و خسته نباشید جریان لنج رو جویا شدم، گفتن گویا این لنج مال فردی بوده که مشروبات الکلی ازدبی به کیش قاچاق میکرده و وقتی که گشت دریایی پلیس دستگیرش کردن لنجش رو اونجا رها کردن تا برای سایرین عبرتی باشه.

همینطورکه به راهم ادامه میدادم به موزه مردم شناسی کیش رسیدم که البته در اصل خونه یکی از ناخداهای قدیمی کیش حاج عبدالله بن شاهینه که به تجارت مروارید شاغل بوده و درحال حاضر به صورت موزه درآمده، گویا قدمت خونه به 200 سال میرسید و مالک خونه فرد خیری بوده که هزینه ازدواج همه جوان ها رو تأمین میکرده و حتی به کسایی که خونه نداشتن یه اتاق از خونه 1200 متریش میداده تا زندگیشون رو شروع کنند، داخل اتاق ها اکثراً به حالت قدیم حفظ شده بود ولی توی بعضی از اتاقها عکاسی با لباس محلی انجام میدادن و قسمت دیگه عسل خرما و قهوه مخصوص خودشون رو به مسافران میفروختن که مزه بسیار تلخ ولی جالبی داشت.

بعد از چند کیلومتری که دوچرخه سواری کردم، از موزه مردم شناسی دور شدم و به بازار ماهی و بازار عربها رسیدم که اکثر مردم بومی خریدهای خودشون رو از این بازار تهیه میکنند، انقدر سرگرم زیبایی ها و جذابیت های مسیر و دوچرخه سواری در کیش شده بودم که کم کم داشت یادم میرفت هنوز نهار نخوردم و گرسنه دارم ادامه مسیر میدم، از اغذیه فروشی ها پرسیدم چه غذایی میشه سریعتر اینجا تهیه کرد که گفتن سمبوسه ماهی که انصافا وقتی گرفتم وخوردم از اسمش خیلی خوشمزه تر بود که البته با ادویه های تند جنوبی همراه بود، بعد ازکمی استراحت آب قمقمم رو پر کردم و ادامه مسیر دادم .

کمی جلوتر بعد از رد شدن از پارک میرمهنا به بندرگاه کیش رسیدم که هم ورودی کشتی های مسافری و باری بود هم اسکله و سالن انتظار سوارشدن مسافران کشتی های تفریحی بزرگ که اونجا پهلو میگرفتند، اتفاقاً شب های بعدی که تو جزیره کیش بودم بلیت یکی از تورها رو گرفتم و به نظرم با توجه به موسیقی زنده و شام که روی کشتی سرو میشد این میتونه جزو یکی از بهترین تفریحات خوب جزیره کیش بحساب بیاد.

خلاصه بعد ازگذشتن از مسیرهای مختلف و دیدن سواحل و جاذبه های کیش که گاهی مجبورم میکرد از جاده مخصوص دوچرخه سواری خارج بشم و راه رو طولانی تر بکنم کم کم داشتم به نقطه ای که رکاب زدنم رو شروع کردم میرسیدم و با اینکه هواخیلی شرجی بود و گاهی آفتاب سوزان کیش توی این مسیر کار رو برام سخت تر میکرد ولی زیبایی های جزیره باعث میشد که با آرامش به راهم ادامه بدم و ازمسیر لذت ببرم، البته این نکته رو هم بگم که اگر فقط میخواستم این مسیر رو رکاب بزنم شاید چند ساعت هم طول نمیکشید وبه نظر من باید تفاوت باشه بین دوچرخه سواری تفریحی ومسابقه دوچرخه سواری.

کمی جلوتر بعد از پارک ساحلی به ایستگاه های اجاره دوچرخه رسیدم و یه لحظه با خودم فکر کردم کاش دوباره توان داشتم و میشد همون موقع دوباره این مسیر رو برم وباز زیبایی هاش رو ببینم ولی دیگه باید دوچرخه رو تحویل میدادم و برمیگشتم هتل برای استراحت و ریکاوری تا بتونم فردا هم از بقیه تفریحات جزیره کیش استفاده بکنم.

روز سوم

امروزم طبق روزای قبل تا بیدار شدم رفتم صبحانه رو خوردم و آماده شدم برای یه روز جدید، اینکه میگم تا بیدار شدم دلیلش اینه که اگر توی هتل به زمان مشخص شده صبحانه نمیرسیدم دیگه نمیتونستم صبحانه بخورم و احتمالا شما هم میدونید یک سری از هتلها روی تایم صبحانه حساس هستند و حتی میدیدم کسایی رو که بعد از ساعت ۱۰ اومده بودن بهشون اجازه ورود به سلف برای خوردن صبحانه رو ندادن، خلاصه بعد از صبحانه وسایل شنارو برداشتم و با یه تاکسی خودمو به یکی از کلوپ های غواصی جزیره کیش رسوندم، (خوبی کیش اینه آدم نمیخواد دنبال تاکسی بگرده معمولاً خودشون جلوی هتلها و اقامتگاه ها هستند ) بعد از غواصی به هتل برگشتم وبرنامه ریزی کردم برای عصر که به مراکز خرید برم و چیزهایی که نیاز داشتم تهیه کنم.

روز چهارم

طبق معمول صبحانه رو تو هتل خوردم و طبق برنامه ریزی که کرده بودم به یکی از کلوپ های تفریحی رفتم تا پاراسل رو تجربه کنم، برای دوستانی که شاید آشنایی نداشته باشن پاراسل به این صورته که یه قایق روی آب حرکت میکنه و وقتی به سرعت مورد نظر رسید شما رو با یه چتر به دنبال خودش میکشه و خود بخود با جریان هوا به پرواز در میاد و به نظر من اینم جزو یکی از بهترین تفریحات جذاب جزیره است. بعد از برگشتن از پاراسل و استراحت عصر شد و طبق قراری که با تور کشتی تفریحی گذاشته بودم خودم رو به اسکله بندرگاه کیش رسوندم و از اونجا سوار کشتی تفریحی شدم و با موزیک زنده وکلی هیجان خوب شبم رو گذروندم و درآخر برای استراحت به هتل برگشتم.

روز پنجم

امروز روز آخر سفرم بود و فرصت زیادی هم نداشتم، چون قبل از ساعت ۱۲ طبق قوانین هتلها باید اتاق رو تحویل میدادم وگرنه مجبور میشدم پول یه شب اضافه رو به هتل پرداخت کنم، که البته فکر نمیکردم اینقدر سخت بگیرند ولی دیدم خانواده ای رو که به خاطر نیم ساعت تاخیر پول یک شب کامل رو ازشون گرفتن، قانونشونه دیگه کاریش نمیشه کرد. خلاصه بعد از صبحانه وسایلم رو جمع کردم و کلید اتاق رو تحویل دادم و با یه تاکسی خودم رو به فرودگاه رسوندم، هنوز زمان داشتم تا پرواز ولی گفتم توی فرودگاه زودتر برسم بهتر از اینه که از پرواز جا بمونم. توی سالن انتظار که نشسته بودم خاطرات سفرم رو مرور میکردم و به نظرم بهترین قسمتش هم روز دوم بود که دور جزیره رو با دوچرخه رفتم و از نزدیک زیبایی های جزیره رو دیدم، همینطور که تابلوی اعلام پروازها رو نگاه میکردم شماره پروازم رو دیدم که خوشبختانه تاخیر نداره و بعد از تقریبا بیست دقیقه سوار هواپیما شدم و به تهران و از اونجا هم به با ماشین به شهر خودم اراک برگشتم و این سفر هم به خوبی و خوشی تموم شد.

امیدوارم تونسته باشم حس و انرژی خوبی که از سفر به کیش گرفته بودم رو با شما در سفرنامه دوچرخه سواری در کیش به اشتراک بزارم و دوست دارم شما هم نظرتون رو درباره سفرنامم برای من زیر همین سفرنامه کامنت کنید.

خوشحال میشیم درباره این سفرنامه نظرت رو بدونیم

ابتدا وارد شوید

نظرات (سفرنامه ها توسط کاربران نوشته میشوند)


١٣٩٩/٠٢/١٠ کاربر :
سفرنامه مختصروخیلی عالی بودکه خیلی خوشم اومد ممنون ازنویسنده و سایت خوب باچرخ
١٣٩٩/٠٢/١٠ باچرخ :
ممنون از نظر شما

باچرخ اولین و تنها پلتفرم سفر با دوچرخه

با عضویت و تکمیل حساب کاربری، اعتبار هدیه بگیرید

۱۵۰۰۰ تـومـان اعـتبار هدیه

travelogue bacharkh

کسب درآمد با سفرنامه نویسی باچرخ

هر سفرنامه ۱,۰۰۰,۰۰۰ ریـال

نوشتن سفرنامه