سفرنامه دوچرخه سواری امامزاده هاشم به فرارود

سفرنامه دوچرخه سواری امامزاده هاشم به فرارود

سفرنامه نویس : محمد احمدی
تاریخ سفر : ١٣٩٨/٠٧/١٠

از اول هفته تبلیغات برای برنامه دوچرخه سواری فرارود که از سمت قزوین به رشت قابل دسترسی است را شروع کرده بودم و با توجه به بارشهای فراوان برای اجرا شدنش تردید داشتم، به هر حال هر چی جلوتر میرفتیم وضعیت هوا تغییر میکرد و بهتر میشد تا جایی که از یک روز قبل دیگر بارش باران در این منطقه نداشتیم. بالاخره تا آخرین لحظات تعداد نفر ثبت نامی داشتیم و برنامه رو اجرا کردیم.
حدود ساعت ۵:۴۵ صبح بود که اومدیم به محل تجمع و بچه ها تک تک جمع میشدن، ماشین اومد و دوچرخه ها رو سوار مینی بوس کردیم و برای ساعت ۶:۳۰ به سمت امامزاده هاشم حرکت کردیم.
بعد حدود دو ساعت به منجیل رسیدیم و برای صرف صبحانه آماده شدیم. بعد از آن حرکت کردیم به سمت امامزاده هاشم و حدود ۴۵ دقیقه بعد به این منطقه رسیدیم و بعد از پل فلزی توقف داشتیم. دوچرخه ها رو پیاده کردیم و تجهیزات را برای حرکت و ثبت یک عکس دست جمعی آماده کردیم.
دوچرخه سواری فرارود
ابتدای مسیر به طول ۵ کیلومتر مسیر کاملا آسفالتی داشتیم حدود ۲ کیلومتر از مسیر مسطح بود و بعد وارد شیب و سپس وارد جنگل شدیم. بعد از رکاب زنی حدود ۳ کیلومتر جاده جنگلی و منظره شالیزارها که از سمت چپ خودنمایی میکرد و با گذشتن از چند خانه روستایی وارد جاده خاکی و سنگلاخ شدیم. سربالایی و زیبایی های بیشتر شروع شد وهر چقدر که پیش میرفتیم درختان بلند خود نمایی میکردند. طبق گزارش هواشناسی ساعت ۱۵ به بعد بارندگی داشتیم به همین علت سعی میکردیم که سریعتر برگردیم. هوا عالی و آفتابی بود ولی سرمای شدیدی نبود. یکی از دوستان زحمت فیلم برداری از قسمتهایی از مسیر را میکشید و من هم مشغول عکس گرفتن از زیبای های مسیر بودم.
مسیر برای دوچرخه سواری بسیار عالی بود و شیب چندانی نداشت از روستای فرارود گذشتیم و جاده رو ادامه دادیم و در مسیر روستای براگور قرار گرفتیم هر از چند گاهی نیز یک ماشین رد میشد. برخورد بسیار عالی و پر مهر روستایی ها بسیار عالی بود.

کم کم خستگی تو چهره بچه ها پیدا شده بود و تعدادی هم مایل بودن به رکابزنی بیشتر ادامه بدیم، مسیر را کم کم ادامه دادیم و بعد از گذشت ۱۶ کیلومتر به مقصد رسیدیم، در کنارمان یک کلبه کوچک بود که مقداری هیزم هم در کنارش بود، به محضِ رسیدنريال دو قلاده سگ هم پیش ما اومدن و چوپانی که توی اون منطقه زندگی میکرد محل چشمه را به ما نشون داد و یکی از بچه ها برای تأمین آب به سمت چشمه رفت.
دوچرخه سواری فرارود

 فرارود
مشغول صرف ناهار و عکاسی از مناظر اطراف شدیم، کم کم هوا ابری شد و وسایل خودمونو جمع کردیم و آماده شدیم برای برگشت. بعد از گرفتن عکس دست جمعی که چوپان هم در کنارمون بود به سمت امامزاده هاشم برگشتیم. بچه ها سریعتر برگشتند و من به همراه یکی دیگر از افراد به علت آسیب دیدگی که از قسمت دست داشتم عقب تر می آمدیم. کم کم داشت هوا تاریک میشد که دیگه از داخل جنگل بیرون اومدیم و وارد جاده آسفالت شدیم و حدود ساعت ۱۷:۳۰ بود که به کنار ماشین رسیدیم.

واقعاً دوچرخه سواری در طبیعت و در کنار همراهی دیگر دوچرخه سواران تجربه ای بینهایت لذت بخش است که میتوان با شرکت در تور دوچرخه از این تجربه منحصر به فرد رکابزنی نهایت لذت را بُرد.

سفر گروهی دوچرخه سواری و طبیعت گردی

بعد از بار زدن دوباره چرخ ها ساعت ۱۸:۳۰ بود که به سمت قزوین حرکت کردیم و برای ساعت ۲۱:۳۰ به قزوین رسیدیم.
سپاس از صبر و بردباری شما خواننده گرامی

نوشتن سفرنامه دوچرخه سواری در باچرخ برای همه آزاد است.