دریاچه نئور تا سوباتان و تالش

دریاچه نئور تا سوباتان و تالش


سفرنامه نویس : محمد احمدی
تاریخ سفر : ١٣٩٨/٠٣/١٤ تا ١٣٩٨/٠٣/١٦
از شهر نئور به شهر تالش

سرپرست و مربی: محمد احمدی
مدت برنامه : ۳ روز
سطح برنامه : سنگین
تعداد نفرات حاضر : ۲۰ نفر
درجه سختی مسیر : ۱۰ / ۹
گزارش برنامه :
ابتدای حرکت از قزوین ۷:۰۰ صبح روز ۱۴ خرداد 
رسیدن به دریاچه ساعت ۱۶:۳۰ 
فاصله دریاچه تا جاده اصلی ۱۵ کیلومتر
ابتدای جاده تعداد زیادی نیسان جهت جابه جایی مسافران وجود دارد.
دریاچه در ارتفاع ۲۷۵۰ متری قرار دارد.

سفر با دوچرخه

دوچرخه سواری درنئور

روز اول دریاچه نئور

ساعت ۶ صبح بود که جمع شدیم جهت بار زدن دوچرخه ها و کم کم نفرات حاظر می شدند. بعد از کاور کردن دوچرخه ها و بار زدن دوچرخه ها از قزوین ساعت ۷:۰۰ حرکت کردیم، چون ۵ نفر همرکاب هم از تاکستان داشتیم برای بار زدن دوچرخه ها و سوار کردن همرکابان یک توقف در تاکستان داشتیم.لازم است بدانید یک مینی بوس بنز بودیم و یک مزدا برای حمل دوچرخه ها و پشتیبان در مسیر هم داشتیم.
حدود ساعت ۹.۳۰ صبح بود که در ورودی شهر هیدج در یک اقامتگاه برای صرف صبحانه توقف داشتیم و بعد از یک ساعت توقت به سمت مقصد که دریاچه نئور حرکت کردیم، در بین مسیر یک توفف کوتاه جهت خرید و همچین استفاده از سرویس بهداشتی داشتیم. حدود ۵۰ کیلومتری دریاچه نئور با توجه به تعطیلی ۴ روزه مسیر بسیار شلوغ بود و ترافیک زیادی وجود داشت
کم کم داشتیم به دریاچه نزدیک میشدیم و وارد فرعی که به سمت دریاچه نئور میرفت شدیم، حدودا ۱۵ کیلومتر از ابتدای جاده تا دریاچه راه هست و شیب پر پیچ و خمی را باید طی کرد. در مسیر چندین دوچرخه سوار سایکل توریست را دیدیم که اون شیب ها رو به سمت دریاچه رکاب میزدند.
به محض اینکه بالای گردنه رسیدیم و نمایی از دریاچه زیبای نئور مشخص شد راننده با ذوق ما آهنگ ای ایران را پخش کرد که واقعا برای چنین جایی فوق العاده بود هر چه نزدیک تر می شدیم زیبایی و عظمت دریاچه بیشتر مشخص می شد و شلوغی زیاد اطراف دریاچه نیز به چشم می آمد. 
در حال دور زدن اطراف دریاچه بودیم که محیط بان منطقه اجازه بردن مینی بوس نزدیک تر را نداد به همین دلیل محل مناسبی  برای زدن کمپ یک مقدار عقب تر از آنجا پیدا کردیم.
بعد از مشخص کردن محل کمپ برای اقامت شب و برپایی چادر ها گشتی به دور دریاچه زدیم. دریاچه ای که به نسبت سالهای گذشت آب کمتری داشت.

دیداری با عشایر اطراف دریاچه داشتیم و چند لحظه ای مهمانشون بودیم به صرف یک لیوان چای هیزمی محلی که بسیار لذت بردیم.
در انتهای شب دور آتش جمع شدیم و با آواز خوانی عمورحمان( راننده مینی بوس ) و همرکابمون آقا رامتین درافشانی همراه شدیم و به بازی پانتومیم مشغول شدیم که مسافران اطراف دریاچه هم چند نفری مهمان ما بودند.

روز دوم سوباتان

حرکت راس ساعت ۸:۱۵ صبح آغاز شد با شروع یک شیب ۳۰ درجه و به نسبت سخت، همچنین ماشین های آفرود و نیسانی هایی که مسافران را جا به جابه جا میکردند باعث گرد و خاک شدن مسیر میشدند.
مسیر از اون چیزی که سالهای گذشته بود خرابتر شده بود، شیب زیادی داشتیم و تا ارتفاع ۳۰۵۰ متری رفتیم و ماشین پشتیبان تمام مسیر همراه ما بود.
ساعت ۱۴:۳۰ بود که با خرابی ماشین پشتیبان همراه شدیم و مجبور به تعمیر و استراحت و صرف ناهار در ۸ کیلومتری ییلاق سوباتان شدیم.
بعد از گذشت ۱:۳۰ ساعت صرف ناهار و تعمیر و کمک تیم آفرود قزوین و آقای صفا هاشمیان و تیمشون به سمت ییلاق سوباتان حرکت کردیم.
مسیر پر از شیب های تند خاکی و بسیار لغزنده بود که این عامل متاسفانه باعث زمین خوردن نفرات میشد و خدارو شکر صدمات جدی نداشتیم.
در بین مسیر رودخانه های بسیاری وجود داشت، همراه با دشت های گل زرد رنگ و دشت گل شقایق، یخچال های برفی که از زمستان باقی مانده بود و کم کم در حال ذوب شدن بود. دیدن این صحنه ها در کنار دوچرخه سواری بسیار لذت بخش بود.

دوچرخه سواری
در ساعت ۱۷:۳۰ به ییلاق سوباتان رسیده و تجمع در ابتدای روستا و صرف یه لیوان چای محلی و خستگی در کردن به همراه سه نفر از همرکابان جهت پیدا کردن فضایی مناسب جهت شب مانی وارد روستا شدیم. محل کمپ را مشخص و دیگر همرکابان را مطلع کردیم و برای برپا کردن چادرها جمع شدند.
برعکس شب دریاچه نئور که هوا خوب بود در این شب، شب گرمی در سوباتان داشتیم.
ساعت ۱۲ شب کل ییلاق سوباتان در خاموشی رفت و بعد از اون فقط صدای موتوری ها و نیسانی های اهالی شنیده میشد که ساعت ۱ بامداد دیگر خبری از آن سر و صدا هم نبود.
ساعت حرکت روز سوم را به دلیل شلوغی منطقه و جاده ها ۷ صبح اعلام کردیم.

روز سوم تالش

راس ساعت ۵:۳۰ صبح جهت صرف صبحانه و جمع آوری کمپ بیدار شدیم و ساعت ۷:۳۰ حرکت به سمت تالش آغاز شد.
از سوباتان خارج شدیم ۳۸ کیلومتر تا تالش راه داشتیم که ۱۳ کیلومتر انتهای مسیر فقط آسفالت بود.
اطراف مسیر پر بود از دشت گل حصار کشیده شده که زیبایی مسیر و دو چندان میکرد.
کم کم وارد شیب های تند مسیر شدیم و همچنان وجود آفرودها و نیسانی ها هم باعث کند شدن حرکت و گرد و خاک میشد. با گذشت ۴ ساعت به انتهای مسیر و ابتدای جاده آسفالت رسیدیم که با نظمی خاص در جاده به حرکت خود ادامه داده و انتهای مسیر قبل از تالش رسیدیم.

تالش

دوچرخه سواری در تالش

ساعت ۱۲ ظهر بود که به انتهای مسیر رسیدیم.

در انتهای مسیر راننده خوش مشرب ما عمو رحمان با چای هیزمی منتظر ما بود. 
بعد از یه استراحت کوتاه و لباس عوض کردن، دوچرخه ها را بار مزدا کردیم و کوله ها روی سقف مینی بوس بسته شدند و به طرف یه رستوران جهت صرف ناهار حرکت کردیم، در شلوغی اون روزا به سختی جای مناسبی جهت صرف ناهار پیدا کردیم.
قصد داشتیم بعد از صرف ناهار به دریا بریم که انقدر شلوغ بود پشیمان شدیم.
ساعت ۱۵ بود که به سمت قزوین حرکت کردیم شلوغی جاده و اتوبان لحظه به لحظه بیشتر میشد ولی خوشبختانه از شلوغی و ترافیک گذشتیم و راس ساعت 21:30 در قزوین بودیم و دوچرخه ها کمی دیرتر به دلیل ترافیک به قروین رسید.

سفر با دوچرخه و طبیعت گردی یه حس فوق العاده عالی داره که حتماً باید تجربه کنید، امیدوارم که از سفرنامه لذت برده باشید.